خرید بک لینک

درباره سایت

نوع دوستي

امکانات وب

قصه اول "ننه تاجی" اون موقع ها زمستون دو اتاق، بزرگ خونه پدری رو به افتاب ولی سرد بود تنها تو پذیرایی یه چراغ علاالدین با شعله های آبی که روی فیتلیه اش می رقصید همیشه روشن و یه کتری لعابی زرد در حال جوشیدن که بخار از نوک لولش خودشو ول می کرد تو هوا همه رو جمع می کرد دور خودش . ننه تاجی مثل هر روز اومده بود و پای چراغ با چادر گل گلیش نشسته بود هیچوقت ندیدم چادر سیاه بپوشه همیشه یه چادر زمینه قهوه ای با گل گلی شکلاتی داشت رو سرش هم یه سووه* با گلهای سرخ وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید موسوی تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 7:20

قصه دوم "کتاب فروش‌رسانیی علی" خیابون منوچهری از قدیمی ترین خیابون های شهر، از میدونی به همین اسم شروع کار می شه در ابتدای خیابون گاری های چهار چرخ دستی میوه ارائه ها، بعد مغازه هایی ناسازگار، الکتریکی، دوچرجه سازی، بقالی، فرش فروش‌رسانیی، مسجد، رنگ فروش‌رسانیی، آرایشگاه، زعال فروش‌رسانیی و... در انتها به پیچی می رسه که این پیچ منوچهری رو به خیابون صفا وصل می کنه و از اونور پیچ، خیابون صفا شروع کار می شه . از شرق خیابون منوچهری تمام راه ها و کوچه ها به خیابون ساحلی منتی می شن که رودخونهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید موسوی تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 7:20

داستان سوم من " دبستان گویا " خونه ما در نزدیک ترین قسمت به دبستان، مدرسه و دبیرستان ها بود در واقع خونه ما در منطقه ای از شهر بود که اغلب مدارس از دوره ابتدایی تا دبیرستان هم دخترانه هم پسرانه نزدیک مون بودن . دبستان ابتدایی که می تونم بگم اغلب همشهری های من در اونجا درس خوندن، مدرسه ای بزرگ با حدود بیش از ۴۰۰ تا دانش آموز و حیاطی خیلی بزرگ تر با حدود 8 تا 9 تا کلاس درس کنار هم در یه ردیف که یکی مونده به آخرین کلاس دبستان نرسیده به دیوار قد کشیده دبیرستانادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید موسوی تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 7:20

برچسب: نویسنده: نوید موسوی تاريخ: شنبه 19 فروردين 1402 ساعت: 15:50

برچسب: نویسنده: نوید موسوی تاريخ: شنبه 19 فروردين 1402 ساعت: 15:50

برچسب: نویسنده: نوید موسوی تاريخ: شنبه 19 فروردين 1402 ساعت: 15:50

صفحه بندی