ننه تاجی
-
تاریخ: 1405/6/10 ساعت: 7:20
قصه اول "ننه تاجی" اون موقع ها زمستون دو اتاق، بزرگ خونه پدری رو به افتاب ولی سرد بود تنها تو پذیرایی یه چراغ علاالدین با شعله های آبی که روی فیتلیه اش می رقصید همیشه روشن و یه کتری لعابی زرد در حال جوشیدن که بخار از نوک لولش خودشو ول می کرد تو هوا همه رو جمع می کرد دور خودش . ننه تاجی مثل هر روز او...
"کتاب فروشی علی"
-
تاریخ: 1405/6/10 ساعت: 7:20
قصه دوم "کتاب فروشرسانیی علی" خیابون منوچهری از قدیمی ترین خیابون های شهر، از میدونی به همین اسم شروع کار می شه در ابتدای خیابون گاری های چهار چرخ دستی میوه ارائه ها، بعد مغازه هایی ناسازگار، الکتریکی، دوچرجه سازی، بقالی، فرش فروشرسانیی، مسجد، رنگ فروشرسانیی، آرایشگاه، زعال فروشرسانیی و... در ان...
"دبستان گویا"
-
تاریخ: 1405/6/10 ساعت: 7:20
داستان سوم من " دبستان گویا " خونه ما در نزدیک ترین قسمت به دبستان، مدرسه و دبیرستان ها بود در واقع خونه ما در منطقه ای از شهر بود که اغلب مدارس از دوره ابتدایی تا دبیرستان هم دخترانه هم پسرانه نزدیک مون بودن . دبستان ابتدایی که می تونم بگم اغلب همشهری های من در اونجا درس خوندن، مدرسه ای بزرگ با حدو...
گور
-
تاریخ: 1402/1/19 ساعت: 15:50
تو
-
تاریخ: 1402/1/19 ساعت: 15:50
سهم
-
تاریخ: 1402/1/19 ساعت: 15:50